معنی هل دادن، بستن (بهدرشکه وغیره)، انداختن پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن, معنی هل دادن، بستن (بهدرشکه وغیره)، انداختن پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن, معنی ig bاbj، fsتj (fibcali mydci)، اjbاoتj /d] mokdb;d، ;ctتاcd، kاju، kp'mc، ;dc، تlاj bاbj, معنی اصطلاح هل دادن، بستن (بهدرشکه وغیره)، انداختن پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن, معادل هل دادن، بستن (بهدرشکه وغیره)، انداختن پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن, هل دادن، بستن (بهدرشکه وغیره)، انداختن پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن چی میشه؟, هل دادن، بستن (بهدرشکه وغیره)، انداختن پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن یعنی چی؟, هل دادن، بستن (بهدرشکه وغیره)، انداختن پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن synonym, هل دادن، بستن (بهدرشکه وغیره)، انداختن پیچ وخمیدگی، گرفتاری، مانع، محظور، گیر، تکان دادن definition,